سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )
31
مذكر احباب ( فارسى )
مريد حضرت شيخ على ، و ايشان مريد حضرت آل اتا ، و ايشان مريد حضرت صدراتا ، و ايشان مريد حضرت زنگى اتا ، و ايشان مريد حضرت حكيم اتا و ايشان مريد حضرت خواجه احمد يسوى ، و ايشان مريد حضرت خواجه يوسف همدانى ، كه محلّ اجتماع سلسله جهريه است به سلسله الذهب حضرات خواجگان نقشبنديه قدّس الله تعالى ارواحهم العليه . و با وجود آنكه همگى سغد به خان رستم نشان ميسّر شده بود ترك آن كرده در كمال رياضت تعيّش مىنمود ، بعد از آن سلطنت بلخ ميسّر شد ، فقير ملازم موكب همايونش به ارگ عالى « « 46 » » درآمد به سرير شاهى ملتفت نگشت و چون ابراهيم ادهم از او درگذشت . بلخ از اقليم چهارم است ، طولش از جزاير خالدات - قا - و عرضش از خط استوا - لو - ، و به زعم اكثر مورخين بناى اوّل است و بعضى دماوند را مقدم داشتهاند و بعضى بابل را . و گويند كيومرث بنا نهاده « « 47 » » و طهمورث به اتمام رسانيده و لهراسب « « 48 » » تجديد عمارتش كرده . بعضى گويند بلاخ بن اخنوخ بنا كرده و بعضى برآنند كه منوچهر بن ايرج بن فريدون فرخ بنا كرده ، و على اختلاف الاقوال كسى را در قدم بلخ سخن نيست و بلخ را قبة الاسلام و امّ البلاد و جنّة الارض و خير التراب مىنامند . شهرى بزرگ است هوايش گرم و آبش سازگار است و از ميوهها خربزه و انگورش نيكوست . و در عجايب البلدان فاضل برجندى از صور الاقاليم نقل كرده كه حكيم ناصر خسرو پادشاه بلخ بوده و اهل بلخ بر وى خروج كردند از آنجا بر فرار قرار داده به يمگان « « 49 » » آمده و در آنجا حصنى حصين و قلعهء متين ساخت و در او عمارات غريبه نمود . از آن جمله حمامى بنا كرده كه همه بنّايان عالم در تحيّرند ، جامهء خانهاش مربع است و منقّش و مصوّر به صور حيوانات كردهاند ، و در حمام پيدا نيست و بر حيطانش بيست و چهار حلقه است هر حلقه را كه بكشند درى باز شود و قبّهاى پيدا گردد مثل جامهء خانهء اوّل ، إلّا آنكه بر ديوارهاى آن هفده حلقه بود و هر حلقه كه بكشند قبهاى پيدا شود مانند قبهء اول ، إلّا آنكه بر ديوارهاى [ آن ] نه حلقه بود و هر حلقه كه بكشند مثل قبهء ماقبل ظاهر گردد إلّا آنكه حلقههاى آن هفت بود و هر حلقهاى را كه بكشند قبهاى پيدا آيد و درين قبه در حمام باز شود و عالم به فتح اين هفت در حمام ، آخرين حمامى بود و اگر غيرحمّامى كسى از پيش خود يكى از اين هفت در را بگشايد خود را
--> ( 46 ) . P به ارك درآمده ( 47 ) . P و گويند بابل را كيومرث بنا نهاده ( 48 ) . P بهرام ( 49 ) . P يمقان ؛ B مسكان